ای آخرين بهار (۳)

گرفتم ساغري از دست مستي             تعالي الله ، چه مستي و چه دستي

بتي چــون تو كـجا در پرده مــاند            مــگـر از ننــگ چـون من بـت پرستي

اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ...

معناي زندگي !!!

دو صحنه زير توصيفي از دو نوع زندگي است، آنها را با يكديگر مقايسه كنيد و به سوال انتهاي اين پست پاسخ دهيد : 

1. در توصيف يكي از علماي رباني (به نقل از شهيد مطهري) آمده است :

... اطاق مطالعه ايشان اطاق محقري بود كه در تابستانهاي نجف بسيار گرم و طاقت فرسا بود ، گرفتاري ها از هر سو به ايشان روي آورده بود ، به كسالت قلبي و پروستات مبتلا بودند ، عمل جراحي نموده و روي تخت افتاده بودند. قرض ايشان چه براي امور زندگي و چه براي تدبير وضعيت طلابي كه در مدرسه ايشان درس مي خواندند به حد اعلي رسيده بود. خانه را براي كمك به يكي از ارحامشان گرو گذاشته بودند.

در هفته يكي دو بار خدمتشان مي رسيدم و تا اندازه اي گفتگوهاي خصوصي داشتيم ، يك روز كه وارد شدم ديدم در حاليكه بروي تخت افتاده و سنشان از هشتاد گذشته است ، صحيفه سجاديه را مي خواند و اشك مي ريزد و در عالمي از بهجت و سرور و نشاط و لذت است كه حقا زبان از وصف آن عاجز است ، گويي از شدت انس با خداوند در پوست نمي گنجد و مي خواهد به پرواز درآيد. سلام كردم ، گفت : بنشين ، تو از گرفتاري هاي من خبر داري ! تبسم مليحي كرد و ادامه داد : اما من خوشم ، خوش ، ... 

2. فردي در توصيف زندگي خود مي گويد:

... خسته شده ام ، چقدر زحمت ، تا كِي ؟! همه اش بدبختي و گرفتاري ، يك روز خوش ندارم ، همه طلبكارند ! زن ، بچه ، فاميل ، همسايه ، همكار ، خسته ام ، خسته !! اين چه زندگي اي است ؟! واقعا كه زندگي بي معني اي است !! ...

اما بعد از اين دو توصيف متفاوت از زندگي شايد بيراه نباشد جمله اي هم از شهيد چمران نقل كنم كه در سنين جواني و در حاليكه رتبه ممتاز بين دانشجويان تمام دانشگاههاي آمريكا را داشته است مي گويد : «فقر براي خانواده من انتخاب بوده نه يك اجبار و انتخاب آينده من نيز همين خواهد بود ...»

مثل اينكه ما خيلي از زندگي دوريم و در عين حال خيلي هم وابسته به آن !!!

يا اباصالح! اي قلب عالم امكان!  اي امام فطرتهاي پاك و اي ياور بي كسان! مرا ببخش كه از شيعه بودنت فقط يك اسم به دنبال مي كشم و جز گناه كردن كاري از من ساخته نيست ...

به نظر شما معني زندگي چيست ؟ و چه چيز مي تواند به زندگي معني ببخشد ؟

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افشاگر

مسئولین محترم فرهنگی،به کجا چنین شتابان؟- با شما هستم آقای صفار هرندی وقتی آقای صفار هرندی - سردبیر سابق روزنامه کیهان- به عنوان وزیر ارشاد به مجلس معرفی شد تا رای اعتماد بگیرد؛ همه دوستانی که از زخم های ناشی از دوم خرداد دلشان به درد آمده بود، خوشحال شدند که کسی آمده که دردها را التیام بخشد و کشتی به گل نشسته وزارت فرهنگ را از این منجلاب بیرون کشد. اما.........

بی نشان

تو را با کعبه الفتی ست عمیق اما چشمهایت سینه کعبه را می کاوند تا نگینش را بیابند زمین نگین آسمان است وحجاز نگین زمین حجاز نگین زمین است و مکه نگین حجاز مکه نگین حجاز است و مسجدالحرام نگین مکه مسجدالحرام نگین مکه است و کعبه نگین آن اما کجاست نگین کعبه............. حجرالاسود نگینش نیست مهدی (عج) نگین اوست، اما کجاست؟

بی نشان

مهدی جان کعبه از غم حسین تو هنوز رخت سیاه بر تن دارد ، او غمگین است از دوری تو ای نگین عالم بیا ، بیا جانا که در غم هجران تو هنوز گریانیم. ........ می دانی که اولین دعایی که در اینجا بکنی قبول است؛ به سجده می روی و دست بر دعا برمی داری و با چشمانی گریان می گویی: (( اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنی من شهدا فی سبیلک من المستشهدین بین یدیه))

مونا

سلام بر سومین ماه بقیع، شهادت جانسوز امام محمد باقر(علیه السلام) تسلیت. التماس دعا

علي

با سلام .مطالب زيبائی در وبلاگتان داريد ..ممنون از اينکه به وب بنده حقير سر زديد ..موفق باشيد

امیرحسین

بسم الرب الرضا شهادت پنجمين اختر تابناک امامت و ولايت امام باقرالعلوم (ع)را به تمامي شيعيان و محضر آقا صاحب الزمان (عج)را تسليت عرض مي کنم......ة

گلستان سخن

معلومه دوست عزيز همه که نمی توننن عالم ربانی باشند خوش به سعادت اونها

خواهران قريب

سرزمین عرفات ای تو صفای جـــانــــم من به شوق تو دعای عرفه می خوانم من که جاری به لبم هست نوای عرفه می سپارم دل خود را به دعــای عرفه سرزمین عرفات ای تو بهشت دل مـن کاش می بود حریم تو کنون منزل مـن کاش امروز یکی قرعه به نامم می خورد نفس مهدی زهرا به مشامم می خــورد سرزمین عرفات اشک من از دیده رهاست یوسف فاطمه مولای من امروز آنجاســـــت ای خوش آن چشم که امروز رخش می بیند ای خوش آن دل که گل از جلوه او می چیند حجـــــــــــــــة ابن الحـــــــسن ای آینه امیدم چه شود گر من بیچاره تو را می دیــــــــــــدم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام به روزیم... اگر مایل بودید تشریف بیارید التماس دعا

بی نشان

سلام هر بار که به دور کعبه می گردی،عزیزی را می بینی ،چراغ های هدایت را، گاه احساس می کنی که پیامبر(ص) در کنار کعبه ایستاده و داری به دور سرش می گردی و او تو را نظاره می کند، گاه علی(ع) را در آنجا می بینی و گاه فاطمه(س) را و گاه امام حسن و امام حسین وتمامی ائمه پاک و پیامبران را... و فراتر از آن معشوق و محبوبت را حاضر می دانی، دوست داری به دور خدایت بگردی، اما تو از خدایت جدا نیستی ، تو با او یکی هستی ، او همه جا هست و هیچ جا نیست، منزل اصلی اش در دل توست...... و تو از عمری غفلت خویشتن گریان می شوی، اما هنوز احساس خوشایند وصال تمام وجودت را تسخیر خودش کرده است. امروز عرفه است برایمان دعاکنید البته بیشتر برای ظهور آقایمان دعا کنید