خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر

خانه ام آتش گرفته ست آتشی جانسوز

هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها و فرشها را تارشان با پود

من به هر سو می دوم گریان

در لهیب آتش پر دود

وز میان خنده هایم تلخ

و خروش گریه ام ناشاد

از درون خسته ی سوزان

می کنم فریاد! ای فریاد! ای فریاد!

خانه ام آتش گرفته ست آتشی بی رحم

همچنان می سوزد این آتش

نقشهایی را که من بستم به خون دل

بر سر چشم در و دیوار

در شب رسوای بی ساحل

وای بر من سوزد و سوزد

غنچه هایی را که پروردم به دشواری

در دهان گود گلدانها

روزهای سخت بیماری

از فراز بامهاشان شاد

دشمنانم موذیانه خنده های شومشان بر لب

بر من آتش به جان ناظر

در پناه این مشبک شب

من به هر سو می دوم گریان از این بیداد

می کنم فریاد ای فریاد! ای فریاد!

وای بر من همچنان می سوزد این آتش

آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان

وآنچه دارد منظر و ایوان

من به دستان پر از تاول

این طرف را می کنم خاموش

وز لهیب آن روم از هوش

زآن دگر سو شعله برخیزد به گردش دود

تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود

خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر

صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب

مهربان همسایگانم از پی امداد؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد

می کنم فریاد ای فریاد! ای فریاد!

/ 39 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام ما وبلاگی را ترتیب داده ایم که قرار است نقش وبلاگ مادر را ایفا کند و موضوعش غزه است از همه ی وب هایی که چنین موضوعی دارند دعوت می کنیم که به این وب و در واقع به این زنجیره ملحق شوند . برای الحاق ID:SOGEZEYTUN@YAHOO.COM به ما اسمی که میخواهید لینکتان داشته باشد بعلاوه ی آدرس وبلاگتان را به ارسال کنید . در صورت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این آدرس میل بفرستید. شرکت شما را در این انتفاضه ی وبلاگی تبریک می گوییم . با تشکر " یا حق"

ن.ا

دل من دير زمانی است که می پندارد: "دوستی" نيز گلی است، مثل نيلوفر و ناز، ساقه ترد و ظريفی دارد. بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان اين ساقه نازک را - دانسته - بيازارد! در زمينی که ضمير من و توست، از نخستين ديدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هايی است که می افشانيم. برگ و باری است که می رويانيم آب و خورشيد و نسيمش " مهر" است . گر بدانگونه که بايست به بار آيد ، زندگی را به دل انگيزترين چهره بيارايد . آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف ، که تمنای وجودت همه او باشد و بس. بی نيازت سازد ، از همه چيز و همه کس . زندگی ، گرمی دلهای به هم پيوسته ست تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است ============================================== سلام خوبید؟ما آپیمااااااااااااا ==============================================[گل][گل][گل][گل][گل]

احمد فیاض

سلام در هفته هوای پاک با هوای پاک غزه بروزم خدانگهدار

منیت من

بازهم دلم رو زدم به دریا...اینبار به بیابون......شماهم بیایین!

همراز

سلام دوست عزيز ممنون از همراهيييت زيبا نوشتي به روزم موفق باشي[گل]

سمیرا

سلام ... چقدر سوال سنگین و سختی پرسیدید ... هر چند من لایق اون لحظه بزرگ و ناب نیستم .... اما فکر نمیکنم اون لحظه حتی بتونم کلمه ای حرف بزنم ... دلم میخواد فقط نگاه کنم و .... سبز باشی تا ابد [گل]

بنده خدا

لطفا این شعر عزیز و ارزشمند رو قاطی این شر و ورهای عربی و قاطی اعتقادات مزخرف خودتون نکنید.از خودتون مایه بذارید