زائران حسین ”علیه السلام“ به کربلا می آیند

اگرچه یک روز دیر شده ولی دلم نیومد هیچی ننویسم

Arbain.jpg

چهل روز است که اهل بیت رسول ا... ، شهر به شهر از کربلا تا شام به جرم با حسین علیه السلامبودن در میان نیزه و شلاق و شمشیر مسافر نا کجا آباد شدند. شهر به شهر ، مردم با مشتی سنگ به پذیرایی خاندان پسر فاطمه می روند، نام خارجی را به کسانی نسبت دادند که هر که از آنان نباشد در میان خوارج است. سر های حسین علیه السلامو اصحابش همراه اسرای کربلا سوار بر نیزه ها شاهد این صحنه ها بودند. چه غم انگیز و جانسوز است لحظه ای که قبله قلب عالم بر فراز نی قرآن می خواند تا رقیه اش را از میان خار های بیابان بیابند، لبان حسین آغشته به گلاب سرخی می شود که هدیه ایست برای قرائت دلنشینش. همانطور که پیامبر فرموده بود ”لبهای قاری قرآن را ببوسید!“ این دفعه هم بوسه ای از جنس نیش خیزران حسین علیه السلام“ را تشویق و تمجید کرد تا اگر هنوز خونی در رگهای حسین ”علیه السلام“ باقی است آن هم هدیه به آیینی شود که نوه پیغمبر را پیش از اتمام حج به میهمانی تیغ و شمشیر کشاند.اکنون پس از چهل روز بیابانگردی، آل ا... به زیارت سید الشهدا آمده اند و برای عزیزانشان هدیه ای نیز به همراه دارند، هدیه ای که گرچه با چهل روز تاخیر، ولی به دست صاحبانش که نه، به بدن صاحبانش می رسد. بالاخره بدنهای بی سر شهدای کربلا در کنار خویش وجود سرهایشان را احساس می کنند.

خدا می داند که در این چهل روز، زینب چند سال پیر شده باشد؟ نگهبانی از بچه های کاروان عشاق گرچه مسئولیت سنگینی بود ولی استقامت حیدر گونه دختر امیرالمومنین که بواسطه تقوای الهی است کوه را متلاشی می کند. زینب سلام ا... علیهارسالت حسین را از جان و دل خویش گرامی تر داشته و آنرا به سر منزل مقصود رسانده است. زینب در این چهل روز، نه فقط مادر، خواهر و عمه ای دلسوز برای کاروان حسین بود که همچون پیامبری مقرب دین خدا را قولا و عملا تبلیغ می کرد و پرده از اسرار قیام حسین علیه السلامبر می داشت. حال پس از انجام این رسالت سنگین، به زیارت برادر آمده تا خواهرانه با او درد دل کند ... شاید با نگاه از برادر تقاضا می کند که ”سراغ دختر سه ساله ات را نگیر!“ برای زینب سخت است که بگوید رقیه سه ساله ات آنقدر پیر و زمین گیر شده بود که همچون مادر هجده ساله مان دست بر پهلو می گرفت شاید برای زینب سخت است که بگوید به پیر زنان هشتاد ساله بی بی می گویند نه به یک طفل سه ساله ...

/ 28 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست

یا هو.... آتش آن نیست که بر شعله ی او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند.... ساقی من به حرمت نام حاج همت به روز است حضورتان دلگرمی است یاعلی

دوست

یا هو.... آتش آن نیست که بر شعله ی او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند.... ساقی من به حرمت نام حاج همت به روز است حضورتان دلگرمی است یاعلی

دوست

یا هو.... آتش آن نیست که بر شعله ی او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند.... ساقی من به حرمت نام حاج همت به روز است حضورتان دلگرمی است یاعلی

مونا

[گل][گل][گل]

رخ اندیشه

با سلام و ارادت آمد بهار خرم و امد رسول یار ..... تبریکات صمیمانه ی رخ اندیشه را به یمن نوروز و البته ماه پر برکت ربیع و میلاد فخر کائنات پیشاپیش پذایرا باشید . سلامتی و توفیقتان را از حضرت حق خواهانم. مستدام باشید .

امیرحسین

بسم الرب الرضا انا الله و انا الیه راجعون درگذشت تنها سنگربان زندگیم مادرم را به اطلاع شما می رسانیم و برای تسلی با ان مرحوم یک فاتحه بفرستید ............... رسم به والله تو ماها ناز یتیمو می خرند یا زهرا ...............

حسین

سلام بر شما دوست عزیز. با عنایت امام حسین(ع) یه موضوع رو برای وبلاگم تدارک دیدم به مناسبت نوروز. امیدوارم که با نظراتتون منو راهنمایی کنید. با تشکر. بای

حسین

سلام حمید جان. میخواستم کد زیارت آل یاسین رو اگه زحمتی نیست برام توی نظرات خصوصی بذاری. خیلی با حاله ... صبح تا حالا دارم گوش میدم. با تشکر فعلا" بای

بی نشان

سلام باز هم ما را به فیض رساندید تمام مدت به یاد دوست بی نشانم بودم و دلتنگی شدید شده بود، با ارتباطی که با سازمان حج داشتم ، سراغ اسامی زائرین رفتم و نام و مشخصات خویش را جستجو کردم اما....... هیچ کس با مشخصاتی که من می خواستم در سیستم وجود نداشت و چنین فردی با چنین نام و مشخصات از ایران عازم عربستان نشده بود...................... حالا من مانده بودم و حسرت و دعای هر شب من این است: (( خدایا مرا به گمشده هایم برسان))

مونا

نوروزتان همراه با شکفتن بهار آرزوهایتان مبارک باد. لحظه تحویل سال یه جایی در دعاهاتون داشته باشیم[گل]