همراه با نهج البلاغه

حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر چه كوشند ، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند . خداوندى ، كه انديشه‏هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد . آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .

اساس دين ، شناخت خداوند است و كمال شناخت او ، تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او ، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه‏اى پاك باشد كه از ذات او ، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است كه غير از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر اين است كه غير از صفت خود است .

هركس خداوند سبحان را به صفتى زايد بر ذات وصف كند ، او را به چيزى مقرون ساخته و هر كه او را به چيزى مقرون دارد ، دو چيزش پنداشته و هر كه دو چيزش پندارد ، چنان است كه به اجزايش تقسيم كرده و هر كه به اجزايش تقسيم كند ، او را ندانسته و نشناخته است . و آنكه به سوى او اشارت كند محدودش پنداشته و هر كه محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر كه گويد كه خدا در چيست ، خدا را درون چيزى قرار داده و هر كه گويد كه خدا بر روى چيزى جاى دارد ، ديگر جايها را از وجود او تهى كرده است .

خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان كه از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه‏اى كه همنشين و نزديك او باشد ، غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان كه از او دور باشد . كننده كارهاست ولى نه با حركات و ابزارها . به آفريدگان خود بينا بود ، حتى آن زمان ، كه هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و يكتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده كه فقدانش موجب تشويش گردد . موجودات را چنانكه بايد بيافريد و آفرينش را چنانكه بايد آغاز نهاد . بى‏آنكه نيازش به انديشه‏اى باشد يا به تجربه‏اى كه از آن سود برده باشد يا به حركتى كه در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى كه موجب تشويش شود . آفرينش هر چيزى را در زمان معينش به انجام رسانيد و ميان طبايع گوناگون ، سازش پديد آورد و هر چيزى را غريزه و سرشتى خاص عطا كرد . و هر غريزه و سرشتى را خاص كسى قرار داد ، پيش از آنكه بر او جامه آفرينش پوشد ، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پيچ و خم هر كارى را مى‏دانست .

آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت‏وزنده توفان‏زاى نهاد . و فرمان داد ، كه بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ريزد ، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند . هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت . [ و تا آن آب در تموج آيد ] ، باد ديگرى بيافريد و اين باد ، سترون بود كه تنها كارش ، جنبانيدن آب بود . آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند ، از جايگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج ، وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان كه مشك را مى‏جنبانند ، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه‏اى بر آن مى‏وزيد ، كه در جايى تهى از هر مانع بوزد . باد آب را پيوسته زير و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد ، آنسان كه از شير ، كره حاصل شود . آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد . در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد . و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى‏هيچ ستونى كه بر پايشان نگه دارد يا ميخى كه اجزايشان به هم پيوسته گرداند . سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناك پديد آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت ، هر يك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرك . سپس ، ميان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه‏گون فرشتگان پر نمود . برخى از آن فرشتگان ، پيوسته در سجودند ، بى‏آنكه ركوعى كرده باشند ، برخى همواره در ركوعند و هرگز قد نمى‏افرازند . صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هيچ يك را ياراى آن نيست كه از جاى خود به ديگر جاى رود . خدا را مى‏ستايند و از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهايشان سستى نگيرد و غفلت فراموشى بر آنان چيره نگردد .

گروهى از فرشتگان امينان وحى خداوندى هستند و سخن او را به رسولانش مى‏رسانند و آنچه مقدر كرده و مقرر داشته ، به زمين مى‏آورند و باز مى‏گردند . گروهى نگهبانان بندگان او هستند و گروهى دربانان بهشت اويند . شمارى از ايشان پايهايشان بر روى زمين فرودين است و گردنهايشان به آسمان فرازين كشيده شده و اعضاى پيكرشان از اقطار زمين بيرون رفته و دوشهايشان آنچنان نيرومند است كه توان آن دارند كه پايه‏هاى عرش را بر دوش كشند . از هيبت عظمت خداوندى ياراى آن ندارند كه چشم فرا كنند ، بلكه ، همواره ، سر فروهشته دارند و بالها گرد كرده و خود را در آنها پيچيده‏اند . ميان ايشان و ديگران ، حجابهاى عزّت و عظمت فرو افتاده و پرده‏هاى قدرت كشيده شده است . هرگز پروردگارشان را در عالم خيال و توهم تصوير نمى‏كنند و به صفات مخلوقات متصفش نمى‏سازند و در مكانها محدودش نمى‏دانند و براى او همتايى نمى‏شناسند و به او اشارت نمى‏نمايند .

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نشان

ناگاه به سجده می افتی و های های گریه می کنی: خدا ، خدا ، خدا ،خدا خدا،خدا، خدا، خدا نکن مرا ز خود جدا خدا خدا خدا خدا سبحانک لااله الا انت انی کنت من الظالمین خدای من ، خدای من ، خدای من ، خدای من عجب زیباست این عشقبازی با محبوب الان گوشه ای از این حدیث قدسی را درک می کنی: (( اگر بندگانم می دانستند که من چقدر مشتاق دیدنشان هستم هر لحظه از شوق وصال، جان می دادند)) خدای من خدای من راستی که چقدر دیر شناختمت

پاسخ حميد به «مهم نیست»

سلام ممنون که سرزدين حق با شماست متاسفانه ايمان و اراده من خيلی ضعيفه. من هميشه آرزو داشتم که بتونم يه مذهبی واقعی باشم ولی بقول حضرت حافظ «صلاح کار کجا و من خراب کجا» بخاطر اراده ضعيفم فاصله خيلی زيادی از بچه مذهبی ها دارم اما من که در اين وبلاگ قصد ندارم خودمو معرفی کنم يا از خودم تقدير کنم بلکه فقط می خوام بنويسم. اون چيزی رو که به درست بودنش اعتقاد دارم به اين اميد که شايد حد اقل بدرد يه نفر بخوره. حضرت امیرالمومنین«علیه السلام» می فرمایند: انظرو الی ما قال و لا تنظرو الی من قال ببینید چی می گه نبینید چه کسی داره می گه شما هم به روسياهی من نگاه نکنيد و ... موفق باشيد التماس دعا

مهم نيست

حرفاتون خيلی شبيه ادمهاييه که باهاشون هستيد و متاسفانه خيلی هم گروهی ادعاتون می شه چرا باز شما که نظر بقيه را محترم شمرديد و پاسخ داديد بعضيا که از زدن حرفای خودشونم پشيمونن پستی که تو وبلاگشون می ذارن معلوم نيست از ترس کی ولی حذفش می کنند نظر بقيه هم که مهم نيست بخوان جواب بدن

جعفر

سلام زيارت ال ياسين رو با صدای سيد حسن نصر الله ميتونی از اين آدرس تهيه کنی http://pejhwak.persiangig.com/audio/sayed.wav

مونا

یا حضرت جواد، من دل شکسته ی دل بشکسته ی توام... ---- سلام علیکم،ممنون از حضورتون، شهادت امام محمد تقی(علیه السلام) را حضور محترمتان تسلیت عرض می کنم. التماس دعا

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

مهم هست

حميد اقا سلام خيلی باحالی اما بايد بگم زیادی مذهبی هستی . سعی کن به کارت ادامه بدی به حرف کسی هم که نمی شناسيش گوش نکن . چون ترس چيز بديه !!!!!!!!!!

پاسخ حميد به «مهم نیست»

راستش نمی دونم در مورد چه کسانی صحبت می کنيد به همين خاطر نمی دونم چه جوابی بدم ولی اگه منظورتونو واضح تر بگيد شايد بدرد من هم بخوره. خیلی ممنون. موفق باشيد التماس دعا

پاسخ حميد به «مهم هست»

سلام خيلی ممنون. شما لطف داريد. موفق باشيد التماس دعا

بی نشان

در جستجوی حیات- خوشا به حال شهداء (( لبیک)) گفته ای، و با محبوب عشقبازی می کنی. اما یاد عده ای در ذهنت بیدار می شود. غبطه می خوری به حال شهداء ، آنهایی که عاشقانه به سوی محبوب پر گشوده اند. آنهایی که جسم و روح را هر دو باهم تقدیم خدا کرده اند. آنهایی که "عند ربهم یرقون" هستند. آنهایی که نماز عشق را با وضوی خون خواندند. آنهایی که ذکر لب هایشان حسین، حسین بود و با ذکر حسین جان دادند. تو یک لحظه داری عشقبازی می کنی،لیاقتت همین است اما خوشا آنان که دائم در نمازند. خوشا آنانی که با لباس رزم احرام بستند. غسل خون کردند. و باسیمایی نورانی به وصال رسیدند. آنانی که لیلی ، مجنونشان شد. و مجنون حسین بودند.