اشاره ای تاریخی به غدیر خم و اثبات ولایت علی بن ابیطالب «علیه السلام»

در سال دهم هجری پیغمبر اکرم «صلی الله علیه و آله» به منظور ادای مناسک حج عازم مکه گردیدند و تعداد مسلمانانی که در رکاب آن حضرت بودند - گرچه تعداد مختلفی ذکر شده- قطعا بالغ بر چندین هزار نفر بوده است. پس از انجام مراسم حج و در مسیر بازگشت، در محلی به نام غدیر خم به فرمان پیامبر برای ابلاغ پیام وحی مسلمانان توقف نمودند. چرا که خداوند بر فرستاده اش وحی کرده بود که «ای پیغمبر آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده به مردم برسان و اگر این کار را نکنی رسالت او را نرسانیده ای و بیم نداشته باش که خداوند تو را از شر مردم حفظ میکند»(سوره مائده، آیه 67)

هر کسی از دیگری می پرسید چه شده که رسول خدا ما را در این گرمای طاقت فرسا و در وسط بیابان بی آب و علف نگه داشته و امر به تجمع فرموده است؟ از شدت گرمای زمین، بعضی از مسلمانان پای خود را به دامن پیچیده و در سایه شتر نشستند. پس از اجتماع حجاج، رسول الله در محل مرتفعی ایستاده و پس از ایراد خطبه ای علی «علیه السلام» را در سمت راست خویش نگه داشته و فرمودند : «آیا من به مومنین از خودشان اولی به تصرف نیستم» عرض کردند : «بلی» فرمود: «هر که من مولای اویم این علی مولای اوست. خدایا دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار ...» پس از آن دستور فرمود همه مسلمین این مقام ولایت را به او تبریک گفته و با او بیعت کنند. اولین کسی که به علی «علیه السلام» تبریک گفت عمر بن خطاب بود که عرض کرد: «به به ای علی امروز دیگر تو امیر و فرمانروای من و فرمانروای هر مرد و زن مومن شدی» سپس حسان بن ثابت با کسب اجازه از رسول خدا قصیده ای شش بیتی در مورد به ولایت رسیدن علی «علیه السلام» قرائت کرد و باز پیغمبر با صدایی رسا از مزدم پرسید فرمانروا و صاحب اختیار شما کیست و همه پاسخ دادند خدای تو فرمانروای ماست و تو صاحب اختیار مایی و امروز هرگز از ما مخالفت و نافرمانی برای خودت نمی یابی. پس پیامبر به علی «علیه السلام» فرمود: « من تو را برای امامت و هدایت مردم بعد از خودم برگزیدم»

اما متاسفانه بعضی از برادران اهل تسنن معانی مختلف کلمه مولا را دستاویزی قرار داده و تعبیر دیگری می کنند همچون ابن صباغ مالکی که گفته:«پس معنی حدیث چنین باشد که هر کسی که من ناصر و خویشاوند و دوست او هستم علی نیز برای او چنین است.»

در پاسخ ابتدا معانی مختلف کلمه مولا را ذکر کرده سپس منظور پیامبر را استخراج می کنیم؛ کلمه مولا به معانی صاحب اختیار، بنده، آزاد شده، آزاد کننده، همسایه، هم پیمان و هم قسم، شریک، داماد، خویشاوند، نعمت پرورده، محب و ناصر است. اما بعضی از این معانی در مورد رسول اکرم صدق نمی کند زیرا آن حضرت بنده و یا آزاد کرده و نعمت پرورده کسی نبود و همچنین با کسی هم قسم یا شریک نشده بود. همچنین برخی از معانی مانند پسر عمو، خویشاوند، همسایه و ... نیز قطعا مد نظر نبوده زیرا گفتن اینها بیشتر شبیه تمسخر است چرا که پیغمبر در آن گرمای سوزان چندین هزار نفر را جمع نمود و ساعاتی سخنرانی فرمودند. همچنین لحن آیه ای که در ابتدا ذکر شد با شدت و تهدید بسیار می باشد. پس تا اینجا اهمیت زیاد موضوع غدیر روشن گردید اما ذکر موارد زیر نیز خالی از لطف نیست؛

1- از آنجا که در پیام وحی سرپیچی از این فرمان خدا بمنزله از بین رفتن 23 سال نبوت پیامبر است پس قطعا موضوع مربوط به رسالت و به نوعی ادامه آن و انتخاب جانشینی است در غیر اینصورت خداوند سزای دیگری که مرتبط با موضوع باشد مطرح می فرمودند پس قطعا سخن از جانشین برای پیامبر می باشد.

2 - رسول خدا پیش از از اینکه بگوید: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» فرمود آیا من به شما از خود شما اولی به تصرف نیستم؟ همه گفتند بلی، پس قرینه ای که به کلمه مولا معنی اولی به تصرف می دهد از جمله اول بوضوح پیداست و سیاق کلام میرساند که مقصود از مولا همان اولی به تصرف است.

3 - پیامبر پس از ابلاغ دستور وحی به مسلمانان فرمود: «با علی به عنوان امارت مومنین سلام کنید» و از مسلمانان خواست تا با او بیعت کنند. اما آیا دوستی بیعت لازم دارد؟

4 - علاوه بر کتب شیعه در کتب معتبر اهل تسنن نیز ذکر شده که پس از ابلاغ وحی و دعای پیامبر در حق علی «علیه السلام» آیه نازل شد «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما اتمام نمودم و پسندیدم که دین شما اسلام باشد.» سپس پیامبر فرمود «الله اکبر بر کامل شدن دین و اتمام نعمت و رضای پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من»

5 - قبل از نزول آیه فوق خداوند فرمود: «کفار و مشرکین که همیشه در انتظار از بین رفتن دین شما بودند امروز نا امید شدند پس از آنها نترسید و از من بترسید» و این بدان خاطر بود که کفار می گفتند چون پیامبر فرزند پسر ندارد جانشینی ندارد و پس از او دین از بین می رود اما خداوند جانشینی علی «علیه السلام» را نا امیدی کفار می خواند.

6 - از میان تمام معانی کلمه مولا فقط «اولی به تصرف» معنی حقیقی می باشد و باقی همه مجازیند و در صورت استفاده کلمه مولا با آن معانی از قید و یا فعلی بعنوان قرینه معنوی استفاده می شود. در غیر این صورت بدیهی است که معنی حقیقی بر معنی مجازی اولویت دارد.

7 - همانطور که قبلا اشاره شد پس از انجام مراسم حسان بن ثابت قصیده ای خواند و در آن معنی مولا را حلاجی کرد. او در یکی از ابیاتش از قول پیغمبر میگوید: «فرمود یا علی برخیز که من پسندیدم تو را بعد از خودم برای امت امام و هدایت کننده باشی» اما اگر مولا به معنی دوست و ناصر بود قطعا پیامبر به حسان اعتراض می کرد و به او می گفت چرا دروغ می گویی، اما بر عکس، پیامبر او را تحسین کرد و فرمود همیشه موید به روح القدس باشی

8 - بعضی از علمای اهل تسنن که از سایرین منصف تر بوده و راه گریزی نیافتند بر ولایت علی بن ابیطالب شهادت دادند که از جمله آنها سبط بن جوزی است که در تذکره اش پس از شرح معانی کلمه مولا و با توجه به فرموده پیامبر که پرسید آیا من به شما از خودتان اولی به تصرف نیستم گفته : «این خود نص صریح در اثبات امامت علی و قبول طاعت اوست.»

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویش سرخ

سلام السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) این روزا حال و هوای کربلا با کربلای 4 و 5 برا ما زنده می شه ....

سعید

سلام بار اولمه سر زدم . خیلی خوبه که بحث غدیر رو بررسی کردی. ولی به نظر من دیگه وقتشه که صریختر بررسی بشه . اخه این ناس کیا هستند که حتی پیامبر خدا رو هم بهوحشت واداشته اند؟اصلا ترس پیامبر یعنی چه؟

فرشته کوچولووووووو

[قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب]

فرشته کوچولووووووو

[قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] آپیدم....................بدو بیا عسیسم [قلب][قلب][قلب]

ایرانی

یک جوری می نویسند پیامبر دستور توقف داد که انگار کاروان با سرعت 200 کیلومتر می رفته که بعد از توقف همه تعجب کردند. امروزه فاصله مکه تا مدینه از راه بزرگراه 425 کیلومتر است با فرض آنکه فاصله کاروان رو حدود 500 کیلومتر باشد و کاروان هم روزی 50 کیلومتر طی کند زمان برگشت پیامبر از آخرین حج می شود 10 روز. اگر کاروان روزی دو بار توقف کند (برای استراحت و خوردن غذا) پیامبر 20 بار توقف کرده است. پس توقف چیز عجیبی نبوده که هیچ لازم هم بوده است. در یکی از این وبلاگ ها شبیه همین وبلاگ نوشه است که در محل غدیر خم چشمه وجود دارد (این وبلاگ کلی حرف برای اثبات ولایت علی زده است اما این اعتراف از دستش در رفته است) بنابراین غدیر خم محل مناسبی برای توقف کاروان بوده است و توقف در غدیر خم عجیب نبوده که از آن به عنوان استدلال استفاده می شود که ثابت کند پیامبر حتما باید حرف مهمی زده باشد.

ایرانی

یک حرف دیگر که زده می شود این بوده که هوا گرم بوده و توقف عجیب بوده است. هر آدم عاقلی می داند زمانی که هوا خیلی گرم بلید تحرک بدنی کم شود تا بدن آسیب نبیند. بنابراین با فرض اینکه هوا خیلی گرم بوده است توقف کار معقولانه و حرکت کاروان عجیب بوده است.

پاسخ حمید به «ایرانی»

سلام دوست عزیز از اینکه به وبلاگ بنده سرزدید و همچنین از دقت بالاتون به این مسئله مهم تشکر می کنم. باید بگم حق با شماست قطعا در این مسیر طولانی توقف و استراحت برای ادامه ی مسیر لازمه اما آیا این توقف هم استراحت و برای احیای توان از دست رفته بوده؟ قطعا اینطور نبوده چرا که در اون گرمای شدید برای استراحت برپا کردن خیمه یک کار لازم و ابتداییه ولی مردم زیر اون آفتاب شدید نشسته بودند و رسول خدا برای حجاج خطبه مفصلی خوندند و بعد از اون همه با امیرالمومنین بیعت کردند. در ضمن این دلیل یکی از دلایل چندگانه -و البته نه چندان قوی- برای اثبات ولایت امیرالمومنینه این هم بگم که این یک اشاره ی کوتاه و خلاصه ای از اثباته و حداقل 10 برابر این متن لازمه نوشته بشه تا دلایل مفصل بیان بشه باز هم از حضور گرمت تشکر می کنم موفق و پاینده باشی[گل]