ولايت علی بن ابيطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

فــارغ از هر دو جـــهانــم به گـــل روی علی              از خم دوست جوانم به خم موی علی

طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست              یاد آرم به خــــرابات چــو ابــروی علی

سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که کسوت هستی را بر اندام موزون آفرینش بپوشانید و تجلیات قدرت لایزالی را در مظاهر و آثار طبیعت نمایان گردانید.

آن بی نشانی که شاهباز بلند پرواز خیال در فضای بی پایان جبروتش از طیران پر افشاند و سمند عقول و اوهام در بیابان بی انتهای ابدیتش از تک و دو بازماند هادیان شرایع آسمانی را به منظور ارشاد خلایق بر مثال چراغ فروزان فرا راه گذاشت و نظام اجتماعات بشری را در امتثال احکام و انقیاد قوانین آنان مقرر داشت.

درود نا معدود خاندان رسالت و دودمان ولایت را رواست که هدایتگران عالم بشریتند و راهنمایان طریقه توحید و حقیقت.

مناسبتی در پیش است که متعلق به شخصیتی است که بی شک در دفتر روزگار نام کسی با این همه فضائل ثبت نگشته و قلم صنع و ابداع چنین تصویری را در صفحه پر رنگ و نگار گیتی نقاشی نکرده است. امید است بتوانیم در شناختن و درک آن یگانه شاهکار و اعجوبه خلقت موفقیتی کسب نماییم گرچه شناسایی کامل مولای متقیان بر هیچ کس جز خالق او و بهترین رسولانش محمد مصطفی «صلی الله علیه و اله و سلم» امکان پذیر نمی‌باشد چنانکه رسول الله می فرمایند: « ما عرفک حق معرفتک غیر الله و غیری » ترا چنانکه باید و شاید جز خدا و من کس دیگری نشناخت. با این وجود امید است بتوانیم ذره ای بس اندک از این خورشید عالمتاب را درک کنیم .  انشاء الله

آب دریا را اگر نتوان کشید                                                        هم بقدر تشنگی باید چشید 

حقیقت عبادت تعظیم و طاعت خدا و چشم پوشی از غیر اوست بزرگترین فضیلت نفس ستایش مقام الوهیت و تقرب جستن به ساحت اقدس ربوبی است. تقوا و ورع انحراف از جهان مادی و فانی بوده و توجه به عالم روحانیت و بقاء است و ایمانی که به زیور تقوا آراسته شود ایمان حقیقی است و در اثر اخلاص در عبادات موجب رسیدن به مرحله یقین می شود.

علی «علیه السلام» با عشق و حب قلبی خدا را عبادت می‌کرد زیرا عبادت او برای رفع تکلیف نبود بلکه او محب حقیقی بود و جز کمال دلربای حقیقت چیزی در نظرش جلوه نمی‌کرد. مقتدای بی بدیل عالم به هنگام مناجات و نماز آنقدر محو تماشای ذات اقدس اله میشد که گوشش نمی‌شنید و چشمش نمی‌دید و زمین و آسمان . دنیا و متعلقاتش از خاطر مبارکش فراموش می‌شدو با تمام وجود توجه خود را به مبدا حقیقت معطوف میداشت چنانچه در روایات آمده هنگام نماز تیر از پای مبارکش بیرون کشیدند و او متوجه نشد.

علی «علیه السلام» این بهترین عبد خدا و بهترین سرمایه و راهگشای عالم تشیع هنگام وضو گرفتن سراپا می‌لرزید و لرزش خفیفی وجود مبارکش را فرا می‌گرفت و چون در محراب عبادت می‌ایستاد رعشه بر اندامش می‌افتاد و از خوف عظمت الهی اشک چشمانش بر محاسن شریفش جاری می‌شد سجده های او ـ که مظهر عشقش به حضرت حق بود ـ طولانی بود و سجده گاهش همیشه از اشک چشم مرطوب .

و چه شیرین است اگر جز او الگویی نگزینیم و غیر او و خاندانش را از خاطر ببریم 

التماس دعا 

/ 4 نظر / 18 بازدید
مونا

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی......آن شـب قدر که این تازه براتـم دادند در این شبهای آمرزش، خیلی ملتمس دعایتان هستم. ممنون از حضورتون.

ناشناسی بسيار آشنا

سلام.فکر نمی کردم به اين خوبی باشه.واقعا خيلی جالب بود ان شاءالله که در ادامه هم موفق باشيد.حتما موفقيت رو بدست مياريد چون پشتوانه شما حضرت عليه