کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (سلام الله علیها) نبود

از آن برگ سرخ دفتر تاریخ چهل صفحه ورق زدیم تا به روزی رسیدیم که سرخیش گرچه شاید به اندازه ی چهل صفحه پیش نباشد ولی حال و هوای عجیبی دارد و حادثه ی پر ماجرایی را نقل می کند چهل روز است که اهل بیت رسول الله ، شهر به شهر از کربلا تا شام به جرم با حسین «علیه السلام» بودن در میان نیزه و شلاق و شمشیر مسافر نا کجا آباد شدند. شهر به شهر ، مردم با مشتی سنگ به پذیرایی فرزندان فاطمه می روند، نام خارجی را به کسانی نسبت دادند که هر که از آنان نباشد در میان خوارج است. اما اگر به روز واقعه بازگردیم نوای «ما رایت الا جمیلا» ی زینب کبری«سلام الله علیها» -این آیینه ی دختر رسول خدا- می شنویم آن دم که زینب در میان تمام مصائبی که او را فرا گرفته بودند و بادیدن شهادت همه ی عزیزانش خشنود از این بود که پرچم عدالتخواهی فرستاده ی خدا روی زمین نمانده ، خشنود بود که برای بر دوش کشیدن بار امانت الهی برادرش را کمک می کند و انگار او سنگینی این کوله بار را احساس نمی کرد. اما اکنون چهل روز است که زینب «سلام الله علیها» به تنهایی این بار سنگین را به دوش گرفته و با تمام وجود رسالت حسین را ادامه می دهد. اما این سفر چهل روزه پر ماجرا تر از این بود که در صفحات نازک تاریخ جا شود و شاید فقط گوشه ای از این اتفاق در این دفتر ثبت شده، چه غم انگیز و جانسوز است لحظه ای که قبله قلب عالم بر فراز نی قرآن می خواند تا رقیه اش را از میان خار های بیابان بیابند، لبان حسین آغشته به گلاب سرخی می شود که هدیه ایست برای قرائت دلنشینش. همانطور که پیامبر فرموده بود ”لبهای قاری قرآن را ببوسید!“ این دفعه هم بوسه ای از جنس نیش خیزران حسین «علیه السلام» را تشویق و تمجید کرد تا اگر هنوز خونی در رگهای حسین «علیه السلام» باقی است آن هم هدیه به آیینی شود که نوه پیغمبر را پیش از اتمام حج به میهمانی تیغ و شمشیر کشاند.اکنون پس از چهل روز بیابانگردی، آل الله به زیارت سید الشهدا آمده اند و برای عزیزانشان هدیه ای نیز به همراه دارند، هدیه ای که گرچه با چهل روز تاخیر، ولی به دست صاحبانش که نه، به بدن صاحبانش می رسد. بالاخره بدنهای بی سر شهدای کربلا در کنار خویش وجود سرهایشان را احساس می کنند.

خدا می داند که در این چهل روز، زینب چند سال پیر شده باشد؟ نگهبانی از بچه های کاروان عشاق گرچه مسئولیت سنگینی بود ولی استقامت حیدر گونه دختر امیرالمومنین که بواسطه تقوای الهی است کوه را متلاشی می کند. زینب «سلام الله علیها» رسالت حسین را از جان و دل خویش گرامی تر داشته و آنرا به سر منزل مقصود رسانده است. زینب در این چهل روز، نه فقط مادر، خواهر و عمه ای دلسوز برای کاروان حسین بود که همچون پیامبری مقرب دین خدا را قولا و عملا تبلیغ می کرد و پرده از اسرار قیام حسین «علیه السلام» بر می داشت. حال پس از انجام این رسالت سنگین، به زیارت برادر آمده تا خواهرانه با او درد دل کند ... شاید با نگاه از برادر تقاضا می کند که ”سراغ دختر سه ساله ات را نگیر!“ برای زینب سخت است که بگوید رقیه سه ساله ات آنقدر پیر و زمین گیر شده بود که همچون مادر هجده ساله مان دست بر پهلو می گرفت شاید برای زینب سخت است که بگوید به پیر زنان هشتاد ساله بی بی می گویند نه به یک طفل سه ساله ...

خدا نکند که ما بدون تامل از کنار این وقایع بگذریم و خدا نکند که مسئولیت حفظ این نهضت را احساس نکنیم.

خدا یا ! کمکمان کن اندکی در برپایی عدالت و حفظ آیینت -که حسین «علیه السلام» آنگونه برای دفاع از آن فریاد برآورد- نقش داشته باشیم.

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویش سرخ

آری بدانید که..... تنها هدفم در تمام نا امیدیها عاشقانه در راه خدا گام نهادن بود. هموطن قدر این امام عزیز را بدانید و شما را به خدا سوگند همواره رهرو راهش باشید که راهی جز راه حسین نیست.

عبدالله حقدوست

لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] با سلام خدمت شما دوست عزيز و گرامي؛ با مطالب جديد؛ «حضرت مهدی(عج) فرزند کیست؟»[گل] [گل] و «احادیث بسیار زیبای هفته هجدهم»[گل] [گل] و «فرازهایی بسیار زیبا از "الهی نامه"» [گل] [گل] آپ شدم. منتظر حضور سبز شما و دوستان محترمتون هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

خادم خلق الله

از نوروز می آموزیم که هیچ وقت کسی را نا امید نکنیم شاید امید تنها دارایی اش باشد !نوروزتان مبارک باد [هورا][هورا][گل]

عبدالله حقدوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] با سلام خدمت دوستان عزيز؛ فرا رسیدن سال جدید را پیشاپیش به شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم. با مطالب جديد؛ «احادیث هفته نوزدهم»[گل] [گل] و «معانی سمبلیک «گلها» در ارتباط و دوستی» [گل] [گل] و «تبریک سال نو»(با مطالبی مفید) [گل] [گل] در خدمت شما هستم. [گل] [گل] [گل] [گل] [لبخند][لبخند] توجه: توصیه می‌کنم حتما قسمت «تبریک سال نو» را «قبل از روز اول سال» مطالعه فرمایید و «دعای دفع بلا» را یادداشت نمایید.[لبخند][لبخند] [گل] [گل] [گل] [گل] منتظر حضور سبز شما عزیزان هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

رویش سرخ

سلام سال نو مبارک خدایا! بگو ببارد باران؛ که کویر شوره زار قلبم سالهاست که سترون مانده است. من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم.

رویش سرخ

شهید اکبر نباتچیان : انشاءالله خداوند این لیاقت را به من بدهد که بتوانم کوچکترین وظیفه ی خود را نسبت به اسلام انجام دهم.

رویش سرخ

از شما می خواهم که از جا برخیزید و به ندای رهبر لبیک گویید. اکنون بهترین موقعیت است که به ندای ((هل من ناصر ینصرنی)) سرور شهیدان حسین بن علی (ع) لبیک گویید و خدا را شاکر باشید که این موفقیت بسیار بزرگ نصیب شما گشته

حس غریب

جمعه يعنى يك غزل دلواپسى/ جمعه يعنى گريه هاى بى كسى/ جمعه يعنى روح سبز انتظار/ جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار/ بى قرار بى قراريهاى آب/ جمعه يعنى انتظار آفتاب/ جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست/ جمعه خود ندبه گر ديدار اوست/ جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند/ از غم او بيدها مجنون شوند/ جمعه يعنى يك كوير بى قرار/ از عطش سرخ و دلش در انتظار/